عربی دبیرستان و نکات کنکوری

عربی جامع دبیرستان

درباره من
دبیر عربی دبیرستان ،دارای 19 سال سابقه تدریس عربی دبیرستان و کلاسهای کنکور-سرگروه عربی دبیرستان از سال 1390 تا کنون-تلمّذ در محضر بزرگترین اساتید ادبیات عرب ایران:دکتر حسن وحید -دکتر نادر نظام طهرانی-دکتر عدنان طهماسبی-دکتر عناد (عراقی)-دکتر مصطفوی و...
جستجو در وبلاگ
نویسنده :حسن شیرزاد
تاریخ: پنجشنبه 25 تیر 1394 07:01 ق.ظ

اسم معرب و مبنى


معرب، کلمه‏اى است که داراى اعراب است. اعراب، رفع‏، نصب، جرّ یا جزم است که در حرفِ آخرِ کلمه به وسیله عامل به وجود مى‏آید؛ مثلاً در «جاءَ زَیْدٌ» کلمه «زَیْدٌ» معرب و تنوین آن اعراب و «دالِ» زیدٌ محلّ اعراب و کلمه «جاءَ» عامل است. عامل، سببِ وجودِ حرکت در حرفِ آخرِ کلمه بعد از خود مى‏شود. حرکت، مثل تنوینِ «زَیْدٌ». با تغییرِ عامل، اعراب نیز تغییر مى‏کند، چنان که اگر در جاى «جائَنى‏» فعلِ «رَأَیْتُ» بیاید، «زَیْداً» منصوب و اگر عامل جرّ بیاید مثل باءِ جارّه با فعل مَرَرْتُ، «زَیْدٍ» مجرور مى‏شود و «مَرَرْتُ بِزَیْدٍ» مى‏گویند.

مبنى، کلمه‏اى است که داراى بناء است. بناء؛ یعنى قرار و ثباتِ آخرِ کلمه و منظور این است که حرف آخر کلمه با تغییرِ عامل، تغییر نمى‏کند، مثل کلمه «اَمْسِ» که مبنى بر کسره است و با تغییرِ عامل، کسره آن به حرکت دیگرى تغییر نمى‏کند. چنان که قبلاً دانستیم کلمه، سه قسم است: اسم، فعل و حرف. تمام حروف و بعضى از افعال مبنى‏اند. ولى اصلِ اوّلى در اسم‏ها، معرب بودن است تا به وسیله اقسامِ اعراب، حالاتِ کلمه مثل فاعل، مفعول و مضافٌ الیه شناخته شود؛ ولى در عین حال بعضى از اسم‏ها مبنى‏اند. حق این است که علّتِ مبنى بودن یک کلمه، استعمال عرب است. بنابراین باید کلماتى که در زبان عرب مبنى استعمال شده شناسایى شوند تا غیر آن‏ها را معرب بدانیم و ما به ترتیب، اسم‏هاى مبنى و افعالِ مبنى را نام مى‏بریم.

 

اسم‏هاى مبنى

 

1  ضمایر: چه منفصل، مثل «نَحْنُ» یا متّصلِ یک حرفى، مثل «تُ» در «ضَرَبْتُ» یا «تِ» در «ضَرَبْتِ» یا «تَ» در «ضَرَبْتَ» یا دو حرفى، مثل «نا» در «ضَرَبْنا».

2  - اسماء شرط و اسماء استفهام: «اَیْنَ، مَتى‏ و اَىُّ و...» مشروط به آن که به مفرد اضافه نشوند، زیرا اگر مثل «اَىُّ» در «بَاَىِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» به مفرد اضافه شود معرب است.

اسمِ شرط، مثل «اَیْنَ تَجْلِسْ اَجْلِسْ» و استفهام، مثل «فَاَیْنَ تَذْهَبُونَ»

3- اسم اشاره غیرتثنیه: مثل «هذَا رَبّى‏‏» و در صورتى که تثنیه باشد، مثل «هذَانِ خَصْمانِ» به قول صحیح معرب است و به همین جهت در حالتِ نصبى و جرّى «هذَیْنِ» گفته شده.

4-اسم موصولِ غیرتثنیه: مثل «رَبِّىَ الَّذى‏ یُحْیى‏ وَ یُمیتُ» و اگر تثنیه باشد معرب است‏، مثل «رَبَّنا اَرِنَا الَّذَیْنِ اَضَلاّنا»

5-هر کلمه‏اى که به جمله مابعدش نیازمند است و بدون آن معنا نمى‏دهد، مثل «اِذا»، «اِذْ»، «حَیْثُ» و «لَمّا» که واجبُ الاضافه به جمله هستند.

6- اسماء افعال: اسم‏هایى که در معنا، عمل و زمان از فعل نیابت مى‏کنند، مثل «هَیْهاتَ، اُفٍ‏ و آمینَ و...» اسماء افعال نامیده شده‏اند.

7-اسماء مرکبّه: مثل «اَحَدَ عَشَرَ» تا «تِسْعَةَ عَشَرَ» جز «اِثْنى‏ عَشَرَ» و «اِثْنَتى‏ عَشَرَ»«اثنا عشر» و«اثنتا عشر»هر دو جزء آنها مبنى است. بناى جزء اول به خاطر واقع شدن حرفِ آخر آن در وسط کلمه که محلّ اعراب نیست و بناى جزء دوم به خاطر در برداشتن واو.

8-  اسم لاء نفى جنس: در صورتى که مفرد باشد، مثل «لاتَثْریبَ عَلَیْکُمْ اَلْیَوْمَ»

 

9-منادا: مشروط به آن که مفردِ معرفه یا نکره مقصوده باشد، مثل «یا مَرْیَمُ اَنّى‏ لَکِ هذَا» که «مَرْیَمُ» مناداى مفردِ معرفه است و مثلِ «یا جِبالُ اَوِّبى‏ مَعَهُ»که «جِبالُ» مناداى نکره مقصوده است.

10-  کلماتى هم چون «اِذْ، اَمْسِ، مُذْ، مُنْذُ، قَطُّ، عَوْضُ، اَلانَ، اَیّانَ، کَیْفَ، لَدُنْ، هُنا، ثَمَّ، اَنّى».

 تذکراگر اسمِ مبنى، عَلَمْ شود اعراب و تنوین مى‏پذیرد؛ مثلاً اگر نام شخصى «اَمْسِ» گردد گفته مى‏شود «جائَنى‏ اَمْسٌ» و «رَأَیْتُ اَمْساً» و «مَرَرْتُ بِاَمْسٍ»          فعل‏هاى مبنى و نکات در ادامه مطلب

فعل‏هاى مبنى

فعل‏هاى ماضى و امر همیشه مبنى‏اند. فعل مضارع نیز در بعضى از حالات مبنى است.

فعل ماضى

فعل ماضى داراى سه حالت است:

الف: مبنى بر فتح، در مفردِ غایبِ مذکّر و مؤنّث. فتحه در فعل‏هاى صحیح ظاهر است، مثل «ضَرَبَ، ضَرَبَتْ» - «کاتَبَ، کاتَبَتْ» و در فعل‏هاى ناقص (معتل الّلام) فتحه مقدّر است‏، مثل «دَعى‏، دَعَتْ» - «اِسْتَدْعى‏، اِسْتَدْعَتْ».

ب: مبنى بر سکونِ حرف آخر در مخاطب، مخاطبه، متکلّم وحده، مع الغیر و جمع مؤنّثِ غایب، مثل «اَکَلْتَ، اَکَلْتِ، اَکَلْتُ، اَکَلْنا و اَکَلْنَ».

ج: مبنى بر ضمِّ حرف آخر اگر به واوِ جمع وصل شود، مثل «اَکَلُوا».

فعل امر

فعل امر داراى چهار حالت است:

الف: مبنى بر سکون، اگر به نونِ جمع مؤنث متّصل شود، مثل «اِضْرِبْنَ» و «لِیَضْرِبْنَ» یا حرفِ آخرش صحیح باشد و حرفى به آن متّصل نشود، مثل «لِیَضْرِبْ، لِتَضْرِبْ، اِضْرِبْ، لِاَضْرِبْ، لِنَضْرِبْ».

ب: مبنى بر حذفِ آخر، اگر معتل الّلام باشد و آخرش به چیزى متّصل نشود، مثل «لِیَدْعُ، لِیَرْمِ و لِیَسْعَ» - «اُدْعُ، اِرْمِ و اِسْعَ» به ترتیب مثالِ ناقص واوى، یایى و الفى است، زیرا در اصل «یَدْعُو»، «یَرْمى‏» و «یَسْعى‏» بوده است.

ج: مبنى بر حذفِ نون، اگر به الفِ تثنیه یا واوِ جمع یا یاءِ مخاطبه متّصل شود، مثل «اِضْرِبا، اِضْرِبُوا و اِضْرِبى‏»؛ زیرا در اصل «تَضْرِبانِ، تَضْرِبُونَ و تَضْرِبینَ» بوده.

د: مبنى بر فتح، اگر نونِ تأکید ثقیله یا خفیفه به آن متّصل شود به ترتیب، مثل «اِضْرِبَنَّ» و «اِضْرِبَنْ»


فعل مضارع

فعل مضارع داراى دو حالت است:

الف: مُعْرَبْ، مشروط به آن که نون تأکیدِ ثقیله و خفیفه یا نونِ جمع مؤنّث به آن متّصل نگردد، مثل «یَکْتُبُ» که مرفوع و «لَنْ یَکْتُبَ» که منصوب و «لَمْ یَکْتُبْ» که مجزوم است.

ب: مبنى بر فتح یا سکونِ اوّل در صورتى است که نونِ تأکید به آن متّصل شود، مثل «یَضْرِبَنَّ» و دوّم در صورتى است که نونِ جمع مؤنّث به آن متّصل گردد، مثل «یَضْرِبْنَ» و «تَضْرِبْنَ»

اسم‏هاى معرب: منصرف و غیرمنصرف

اسم معرب دو قسم است:

الف: منصرف‏ یا اَمکن و آن اسمى است که تمامِ حرکات و تنوین را مى‏پذیرد.

ب: غیرمنصرف یا متمکّن، و آن اسمى است که غیر از جرّ و تنوین سایرحرکات را مى‏پذیرد.


حرکات اعرابى و بنایى

منظور از حرکاتِ اعرابى حرکاتى است که به اسمِ معرب داده مى‏شود و آن‏ها چهار حرکت به نام‏هاى رفع، نصب، جرّ و جزم است. جرّ، مختصّ به اسم است، مثل «بِزَیْدٍ» و جزم، مختصّ به فعل، مثل «لَمْ یَضْرِبْ» ولى رفع و نصب در فعل و اسم جارى است. رفع، مثل «زَیْدٌ یَقُومُ» که «زَیْدٌ» اسم است و مرفوع و «یَقُومُ» فعل است و مرفوع.

و نصب، مثل «اِنَّ زَیْداً لَنْ یَقُومَ» که «زَیْداً» اسم است و منصوب و «یَقُومَ» فعل است و منصوب به «لَنْ».

و مراد از حرکات بنایى حرکاتى است که بر اسم مبنى وارد مى‏شود و آن‏ها نیز چهار حرکت به نام‏هاى ضمّ، کسر، فتح و سکون است. کسره و ضمّه مخصوص اسم و حرف است و بر فعل داخل نمى‏شود. کسره، مثل «اَمْسِ» و «جَیْرِ»و ضمّه، مثل «حَیْثُ» و «مُنْذُ»

ولى فتحه و سکون در اسم و فعل و حرف وجود دارد. فتحه، مثل «اَیْنَ، قامَ، اِنَّ» سکون، مثل «کَمْ، اِضْرِبْ، اَجَلْ»

چند نکته‌ی مهم:

کلمات مبنی که به مصوت‌های «ا» و «ی» ختم شوند؛ مبنی بر سکون‌اند. مانند: «إلی، متی، هذا، و ...»  همه‌ی اسم‌های مبنی اعراب محلی دارند.

 ضمایر، اسم‌های اشاره، اسم‌های موصول هم در دسته‌ی اسم‌های مبنی قرار دارند و هم در دسته‌ی اسم‌های معرب؛ پس دقت کنید که این دو دسته را با هم اشتباه نکنید.


تازه ترین مطالب
ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • نویسنده : حسن شیرزاد
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


چاپ این صفحه