عربی دبیرستان و نکات کنکوری

عربی جامع دبیرستان

درباره من
دبیر عربی دبیرستان ،دارای 19 سال سابقه تدریس عربی دبیرستان و کلاسهای کنکور-سرگروه عربی دبیرستان از سال 1390 تا کنون-تلمّذ در محضر بزرگترین اساتید ادبیات عرب ایران:دکتر حسن وحید -دکتر نادر نظام طهرانی-دکتر عدنان طهماسبی-دکتر عناد (عراقی)-دکتر مصطفوی و...
جستجو در وبلاگ
نویسنده :حسن شیرزاد
تاریخ: سه شنبه 23 تیر 1394 02:03 ق.ظ

اسم  یا معرفه ( شناخته شده) است یا نکره (شناخته نشده)

اسم معرفه به شش دسته تقسیم می شوند(معارف شش بود:مضمر،اضافه             علم،ذواللام و موصول و اشاره)

1. العِلم   2. الاشارة   3. الضمیر   4. الموصول    5. المعرّف به أل(الف و لام)   6. المعرّف بالاضافة ( مضاف)

 اسم های نكره با دو واسطه می توانند معرفه شوند.

1) ال + نكره = معرفه

ال + رجلُ = الرّجلُ

ال + قومٍ = القَوْمِ

اسم معرفه در حالت بالا را، معرف به ال می گوئیم

2) نكره + معرفه = معرفه به اضافه ، معرفه

كتابُ + المعلّم = كتابُ المعلّم

قلمُ + ك = قلمُك

اسم معرفه در این حالت را معرف به اضافه می گوییم

اسم هایی مثل علَم – ضمیر – اشاره – موصول به خودی خود معرفه و شناخته شده هستند. به اسم هایی كه بر جنس


 یك شخصیا یك شی دلالت می كنند در عربی اسم جنس و در فارسی اسم عام گفته می شود

. مانند مرد – زن – كشور – كوه – رود

حال اگر از میان یك جنس یك فرد یا یك واحد را جدا كنیم و نامی بر او بنهیم این نام را در عربی اسم علم و

 در فارسی اسم خاص می نامند. هر چند افراد متعددی با این نام خوانده شوند. مانند حسن، زینب ، 

ایران – البرز، كارون

عَلَم یكی از معارف است.

هر اسمی كه جزء معارف فوق نباشد نكره است – خواه تنوین داشته باشد یا نداشته باشد.


نكته :

در ترجمه اسم های نكره معمولاً از «ی و یك» استفاده می كنیم.

قراتُ مقالة فی مجلّة : مقاله ای را در یك مجلّه خواندم .

نکته ها :1– اسم علَم انواعی دارد که یکی از آنها «کُنیه» است و کنیه آن است که همراه «أب» یا «أم» باشد.

مانند : ابوالحسن (پدرنیکی) امّ البنین (مادر بچه ها) ، یکی دیگر از انواع اسم عَلَم «لقب» می باشد 

که ازآن مدح (تعریف) یا ذم (سرزنش) ادراک می شود،مانند : زین العابدین (مدح : زینت عبادت کنندگان) ،

حمّالة الحَطَب (ذمّ : حمل کننده ی هیزم ، لقب همسر ابوجهل است)
2 – همچنین است ، اسم علم به «مفرد» و «مرکب» تقسیم می شود 

که مرکب اضافی ( مضاف و مضاف الیه) شایع تر ا ست، 

مانند :‌سعید، احمد (مفرد) عبدالله ، عبدالشّمس (مرکب اضافی)
3 – برای اشاره به «جمع غیرعاقل» از «هذه» یا «تلک» استفاده می کنیم، 

مانند هذه اشجارٌ ، تلک بُیُوتٌ.
4 – اسم موصول نیاز به «جمله ی جدید» دارد تا معنایش با آن کامل شود 

و  آن جمله «جمله ی صله می نامیم، مانند:کَتَبْتُ وظائفی الّتی أمَرَتْنی المعلمة بها :

اسم موصول / جمله صله
5 – واجب است که در جمله ی صله ضمیری وجود داشته باشد که آن ضمیر از نظر
 جنس و عدد مطابقبا موصول باشد. این ضمیر «عائد صله» بازگشت کننده به موصول)
 نامیده می شود

 و این ضمیر یا ذکرمی شود یا محذوف است مانند :هو الذی أرْسل رسُولَه بالهُدی : ضمیر (ه) 

عائد صله است که از نظر جنس و عدد مطابق با موصول است.

اسم های علم (خاص) حتی اگر تنوین بگیرند معرفه هستند، مثل : حمیدٌ – سعیدٌ-محسن و ...

6-دقت کنید که برخی اسمهای علم، در برخی جملات ،به صورت صفت برای یک اسم

 نکره می آیند که در این صورت نکره اند مانند:اَحدَثَ رَجُلٌ مُحسِنٌ مَسجِداً

                                                     نکره(چون صفت برای اسم نکره رَجُلٌ است)



تازه ترین مطالب
ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • نویسنده : حسن شیرزاد
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


چاپ این صفحه